زندگیمون شده تاریخ تباهی و شکست
همه گم شدیم میون برهوت تکرار

توی این خونه امیدی واسه آرامش نیست
توی این خونه که جای در، پره از دیوار!

قد کشیدیم بین اشک و نفرت و تنهایی
توی بیهودگی و توهم آینده

وسط تورم بی وقفه اینهمه زخم
تو بگو که قیمت آرزوهامون چنده!؟

اما گاهی نور فانوسی هست
توی این نیمه شب بی مهتاب

گاهی امیدی جوونه میزنه
مث نیلوفر تو قلب مرداب

به چی شک داری هنوزم رویات
تو رو بهتر از خودت میشناسه

برق شوقی که توی چشماته
به درخشندگی الماسه

تو وجودت کهکشانی تاریک
از ستاره ها و خورشید لبریز

مثل این گل های همیشه بهار
میتونی گل بکنی تو پاییز…